شتر عایشه درجنگ بصره که معروف جنگ جمل
اماشترعائشه،آن شتریست که عائشه در جنگ بصره،که معروف بجنگ جمل است برآن شتر سواربود،وآن شتررا صاحبش آورده بوددرمدینه بفروشد،وقتیکه عمرخطاب به جنگ پادشاه عجم میفرستاد-سلمان فارسی هروقت آن شتررا میدیدسنگ برمیداشت براومیزد(فقال الجمال ماترید من هذه البهیمه)
ساربان میگفت:ای سلمان تومردی نبودی بی سبب وجهت این حیوان را چرامیزنی؟
سلمان میفرمود:
این بهیمه(حیوان)نیست،این شترجنی وشیطانیست که نام او عسکربن کنعان است،من میشناسم -اینجا کسی شتررا خوب نمیخرد،ببراورا به حواب ،آنجا به هرقیمت بخواهی ازتومیخرند-این شتر را آن شتربود تازمانیکه عائشه را از مکه برگشت وطلحه وزبیر اورا فریفتند که عائشه طلب خون عثمان کند-گفتندبایدبرویم دربصره از آنجاجمعیت برداریم وبرویم باعلی(سلام الله علیه)جنگ کنیم!آمدندخواستند شتری برای هودج ومحمل عائشه بخرند که از شتران قوی وبلندونمودار باشدهمین عسکربن کنعان را آوردند عائشه دیدوپسندید-صاحبش تعریف شتر میکرد من قوت وشدت خواست برساند که معلم است تربیتش کرده ام ،صدای زنی میباید -صدازد عسکرعسکرشتردوید رفت نزد صاحبش -عائشه همین که اسم عسکر را شنید گفت برگردانید اورا من براین شتر سوارنمیشوم،گفتند بهترازاین شتربهم نمیرسد-
عائشه گفت:
پیغمبر(صل الله علیه وآله)مرااز سواری این شترمنع فرموده چون شتری به آن خوبی نیافتندجل وجهاز وقلاده وافسار وزانو بند وسایر اسبابش تغییردادندوبه عائشه دادند وسوارشد...
مجمع النورین خطی ص76و77
ساربان میگفت:ای سلمان تومردی نبودی بی سبب وجهت این حیوان را چرامیزنی؟
سلمان میفرمود:
این بهیمه(حیوان)نیست،این شترجنی وشیطانیست که نام او عسکربن کنعان است،من میشناسم -اینجا کسی شتررا خوب نمیخرد،ببراورا به حواب ،آنجا به هرقیمت بخواهی ازتومیخرند-این شتر را آن شتربود تازمانیکه عائشه را از مکه برگشت وطلحه وزبیر اورا فریفتند که عائشه طلب خون عثمان کند-گفتندبایدبرویم دربصره از آنجاجمعیت برداریم وبرویم باعلی(سلام الله علیه)جنگ کنیم!آمدندخواستند شتری برای هودج ومحمل عائشه بخرند که از شتران قوی وبلندونمودار باشدهمین عسکربن کنعان را آوردند عائشه دیدوپسندید-صاحبش تعریف شتر میکرد من قوت وشدت خواست برساند که معلم است تربیتش کرده ام ،صدای زنی میباید -صدازد عسکرعسکرشتردوید رفت نزد صاحبش -عائشه همین که اسم عسکر را شنید گفت برگردانید اورا من براین شتر سوارنمیشوم،گفتند بهترازاین شتربهم نمیرسد-
عائشه گفت:
پیغمبر(صل الله علیه وآله)مرااز سواری این شترمنع فرموده چون شتری به آن خوبی نیافتندجل وجهاز وقلاده وافسار وزانو بند وسایر اسبابش تغییردادندوبه عائشه دادند وسوارشد...
مجمع النورین خطی ص76و77
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۷ ساعت 18:33 توسط علی
|