صوفیانوحدیثغدیرخم
اهل سنت اعتقادات باطل خود را از لسان صوفیان به خورد شیعیان می دهند و ما نیز با آغوش باز پذیرای آن می شویم.
هزار و چهار صد سال است که شیعه و سنی در موضوع امامت امیرالمومنین علیه السلام اختلاف دارد. شیعیان با دلائل بسیار به دنبال اثبات امامت آن حضرت هستند که مهمترین دلیل نقلی آن نیز حدیث متواتر الفظ و المعنی غدیر است.
در حدیث غدیر به صراحت از ولایت امیرالمومنین علیه السلام سخن گفته شده است اما اهل سنت چاره ای ندارند جز اینکه در معنای ولایت دست برده و در تحریفی آشکار و بر خلاف تمام شواهد متقن بیرون و درون متنی، ولایت را به #دوستی و #محبت معنا کنند.
علمای شیعه صدها بلکه هزاران کتاب و رساله نگاشته و ده ها دلیل و برهان ذکر کرده اند تا ثابت کنند معنای ولایت در حدیث غدیر، همان سرپرستی و اولی بالتصرف بودن است اما اهل تسنن بر موضع خود پای می فشارند و زیر بار پذیرش حقیقت نمی روند.
اهل سنت بعد از گذشت هزار سال نتوانستند حتی یک نفر از شیعیان را با دلیل عقلی و نقلی قانع نمایند که ولایت در حدیث غدیر به معنای دوستی است اما هنگامی که دست یاری به سمت صوفیان دراز کردند و پای در قوه خیال و اوهام گذاشتند، توانستند این معضل تاریخی را رفع و رجوع نموده و رخنه ای در سد بلند باورهای شیعه ایجاد کنند؛ رخنه ای که امروزه در اغلب خانه شیعیان حتی بیوت علمای تشیع نیز ایجاد شده است.
باری، بازوی کمکی سنی مذهبان، یعنی #تصوف توانست با زبان لطیف شاعرانه در اعتقادات شیعیان نفوذ نماید و کفه این نزاع تاریخی درباره معنای ولایت در حدیث غدیر و به تبع آن، اندیشه امامت شیعی را به نفع اهل تسنن سنگین نماید.
ایرانی جماعت، به حدی شیفته و مفتون اشعار مولوی شد و به اندازه ای مسحور شکل و قالب کلمات مثنوی گردید که از محتوا و معنای ابیات به کلی غافل شده و قافیه را به اهل سنت باخت و بعد از هزار سال با زبان بی زبانی پذیرفت که ولی و ولایت در حدیث غدیر، به همان معنای دوستی و محبت است و حق با خلفای غاصب بود!
به این صورت که حدیث "من کنت مولاه فعلی مولاه" را در خانه خود قاب کرده و به دیوار زد، اما در تفسیر و ترجمه اش، شعر مولوی را در ذیل آن منقوش نمود که آشکارا ولی را به دوستی معنا کرده است:
گفت هر کاو را منم مولا و دوست
ابن عم من علی مولای اوست
📒مثنوى معنوى، متن، ص: 986
حقیقت شیعه